مؤلف مجهول

مقدمه 20

تاريخ سيستان

« اگر مرا هزيمت دادند ترك از سيستان گيرم و به همان گوشانه راضى شوم » ص 412 گونه ، در تركيبات مختلف ، چون صلح گونه ، سست گونه ، آشفته گونه ، شوريده گونه و غيره مكرر . مرگى ، مرادف با قحطى بمعنى مرگ و مير و بلاى آسمانى ( ص 186 ) و اين لغت در پهلوى مستعمل بوده و اسدى طوسى هم دارد : « بمرگى رسيدند از زندگى » موجود آمدن و آوردن ، بمعنى بوجود آمدن و آوردن ، مثال : « و عبد الله از او موجود آمد » ص 57 « و آن سال كه رسول الله موجود آمد » ص 59 « و روح اندر و موجود آورد » ص 40 نابيوسان ، يعنى من غير انتظار و بى سابقه مثال : « چون نزديك آن شهر برسيد نابيوسان بانصر جوينى را بكشت » ص 299 نزديكان ، بمعنى نزديكيها مكرر مثال ، « چون ابرهه بيامد تا نزديكان حرم » ص 54 و ص 299 و غيره . نژاده ، بمعنى نسل و نژاد . مثال : « مهلَّب پيش آمد بر اسبى ابلق از نژادهء پدر خويش بر نشسته » ص 87 نگاه داشتن ، بمعنى ديدبانى و رعايت و مواظبت و احتياط . از آن جمله مثال : « نگاه داريد تا هيچكس را نكشيد و خون از سر نبارد » ص 374 نگرش و بى نگرش ، بمعنى ملاحظه و رعايت و دقت ، مكرر . صفحات ( 103 209 - 238 - 264 ) و غيره . وسعت ، بمعنى امروزى مكنت و تموّل . ياد او گيريم ، يعنى به ياد او شراب خوريم ، مثال : « بارى ياد او گيريم ، و همه مهتران خراسان حاضر بودند ياد وى گرفت و بخورد » ص 316 يارگى ، بمعنى يارائى مكرر بر مكرر منجمله ص 170 يا نه ، بجاى اگر نه و الَّا ، مثال : « اگر خود بازگردد يا نه هلاك شود » ص 13 و « گفتى كه ايزد تعالى ناصر دين محمد است يا نه ما را چه يارگى بودى كه اين كردى » ص 170 و افعالى بمعانى مختلف چون : افتاد ، بمعنى عمل آمد ، مثال : تا آنجا چندانى ترنجبين افتاد ( ص 347 ) و غيره .